رفتن به محتوا

وقتی تصمیم گرفتم «واقعیتی که گلیچ کرد» را در شیراز بگذارم، اول نگران بودم. شهری با این سابقهٔ تاریخی، این وزن ادبی، این سنگینی — آیا جای مناسبی برای فانتزی مدرن است؟

بعد فهمیدم که شیراز دقیقاً به همین دلیل ایده‌آل است. شهری که تاریخ و حال در آن همزمان حضور دارند. کوچه‌هایی که می‌توانی حس کنی زمان در آن‌ها لغزیده.

آراد، شخصیت اصلی داستان، در شهری زندگی می‌کند که خودش هم نمی‌داند کجا تمام می‌شود — واقعیت یا خیال، قدیم یا جدید. شیراز این ابهام را ذاتی دارد.