رفتن به محتوا

اثر: آرتور کریستنسن (Arthur Christensen)، ایران‌شناس برجستهٔ دانمارکی عنوان اصلی: Les types du premier homme et du premier roi dans l’histoire légendaire des Iraniens (۱۹۱۷)

مقدمه

کتاب «نمونه‌های نخستین انسان و نخستین پادشاه در تاریخ افسانه‌ای ایرانیان» اثر آرتور کریستنسن، ایران‌شناس برجسته دانمارکی، یکی از ژرف‌ترین آثار در حوزه اسطوره‌شناسی تطبیقی و تاریخ افسانه‌ای ایران است که در سال ۱۹۱۷ به چاپ رسید. کریستنسن در این اثر با تکیه بر منابع کهن از جمله اوستا، متون پهلوی (بندهشن، دینکرد و زادسپرم)، متون مانوی، و منابع دوران اسلامی (تاریخ طبری، مروج‌الذهب، آثار الباقیه، شاهنامه فردوسی و…)، سیر تطور و دگردیسی اسطوره‌های مربوط به آفرینش انسان و نخستین پادشاهان را بررسی می‌کند. هدف او نشان دادن این حقیقت است که چگونه باورهای خام اساطیری در طول هزاران سال، تحت تأثیر اصلاحات مذهبی زرتشت، تغییرات ساختار اجتماعی و ملاحظات سیاسی ساسانی و اسلامی، صیقل خورده و از دل اسطوره‌های کیهانی، حماسه‌های ملی و پادشاهان تاریخی استخراج شده‌اند.

۱. کیومرث و گاو نخستین: از غول کیهانی تا نخستین پادشاه

در قدیمی‌ترین لایه‌های اساطیر ایرانی، تاریخ بشریت با کیومرث (گَیومَرَتَن در اوستا، به معنای «زندگی میرا») آغاز می‌شود. در متون اوستایی کهن، کیومرث انسان به معنای متداول آن نیست، بلکه او «پیش‌نمونهٔ کیهانی» (Prototype) انسان است که در کنار «گاو یکتاآفریده» (ایوداد) در زمین قرار دارد.

بر اساس بندهشن، اهورامزدا در نبرد کیهانی با اهریمن، کیومرث و گاو نخستین را می‌آفریند. با هجوم اهریمن و ورود مرگ و بیماری به جهان مادی، گاو نخستین می‌میرد و از نطفه پاک‌شدهٔ او در ماه، انواع حیوانات و گیاهان می‌رویند. سپس اهریمن، دیو مرگ (استویداد) را به سراغ کیومرث می‌فرستد. کیومرث کشته می‌شود، اما نطفه او که با تابش خورشید تصفیه شده، در دل خاک (سپندارمذ یا ایزدبانوی زمین) محفوظ می‌ماند. از اعضای بدن کیومرث پس از مرگ، فلزات گوناگون روی زمین شکل می‌گیرند.

تبیین شباهت با اساطیر نوردیک (اسکاندیناوی)

یکی از برجسته‌ترین و کلیدی‌ترین تحلیل‌های کریستنسن در این بخش، اثبات ریشه‌های مشترک هندواروپایی این روایت از طریق مقایسه آن با اساطیر نوردیک است. کریستنسن کیومرث و گاو نخستین را قرینهٔ ایرانیِ غول اولیه در اساطیر اسکاندیناوی یعنی «یمیر» (Ymir) و گاو کیهانی همراه او یعنی «اودوملا» (Auðumbla) می‌داند. این بن‌مایه (Motif) اثبات می‌کند که اسطوره آفرینش جهان از پیکر یک «غول کیهانیِ متلاشی‌شده»، میراثی مشترک میان اقوام هندوایرانی و نوردیک پیش از پراکندگی آن‌ها بوده است.

در جدول زیر، این تطبیق اسطوره‌ای به صورت خلاصه‌وار نشان داده شده است:

بن‌مایه اسطوره‌ایاساطیر ایرانی (روایت متون پهلوی)اساطیر نوردیک (روایت ادای منثور)
نخستین موجود / غول کیهانیکیومرث (گَیومَرَتَن)یمیر (Ymir)
حیوان کیهانیِ همراهگاو یکتاآفریده (ایوداد)ماده‌گاو کیهانی به نام اودوملا (Auðumbla)
سرنوشت غول کیهانیکشته شدن توسط دیو مرگ (فرستاده اهریمن)کشته شدن توسط خدایان (اودین و برادرانش)
آفرینش از پیکر غول (جهان‌کبیر و جهان‌صغیر)پیدایش فلزات هفت‌گانه از اندام‌های او (طلا از جان/نطفه، آهن از بازو، نقره از اشک، روی از مغز و…)پیدایش عناصر طبیعت از اندام‌های او (زمین از گوشت، کوه‌ها از استخوان، اقیانوس از خون، آسمان از جمجمه و ابرها از مغز)
نقش گاو کیهانی پس از مرگپیدایش گونه‌های مختلف حیوانات و گیاهان از نطفه تصفیه‌شدهٔ او در ماهمنبع حیات اولیه (تغذیه یمیر با شیر او) و پدیدآوردن نخستین خدایان با لیسیدن صخره‌های نمک

با گذر زمان و در دوره اسلامی، این هویت کیهانی تغییر می‌کند. در خدای‌نامه ساسانی و متون مورخان اسلامی، کیومرث به «نخستین پادشاه» تبدیل می‌شود، لقب «گِل‌شاه» می‌گیرد و مورخان او را با «آدم» تطبیق می‌دهند. فردوسی نیز در شاهنامه او را نخستین شهریار جهان معرفی می‌کند که پوشش پلنگینه داشت.

۲. مَشی و مَشیانه: نخستین زوج بشری و هبوط انسان

پس از گذشت چهل سال از مرگ کیومرث، از نطفهٔ او در زمین، گیاه «ریواس» دوگانه‌ای با پانزده برگ (نماد سن بلوغ اساطیری) می‌روید. این گیاه به تدریج به دو انسان متصل‌به‌هم تغییر شکل می‌دهد که جنسیت آن‌ها در ابتدا متمایز نبود. اهورامزدا جان را در کالبد آن‌ها می‌دمد و آن‌ها را مَشی و مَشیانه (در اوستا: مشیا و مشیانه) می‌نامد.

کریستنسن در تحلیل رفتار این زوج نشان می‌دهد که دو مفهوم متضاد در این داستان با هم ترکیب شده‌اند:

  • روایت هبوط و گناه اولیه (تأثیر نگاه سامی/غیرزرتشتی): مشی و مشیانه فریب اهریمن را می‌خورند و به دروغ می‌گویند که جهان را اهریمن آفریده است. با این گناه، فرّه از آن‌ها دور می‌شود. آن‌ها به مرور به دوشیدن شیر، خوردن گوشت، روشن کردن آتش و پوشیدن پوست حیوانات روی می‌آورند که در نگاه اساطیری، نشانگر هبوط تدریجی و از دست رفتن پاکی اولیه است. حتی روایتی هست که آن‌ها نخستین فرزندان دوقلوی خود را از شدت سنگدلی می‌خورند تا اینکه خداوند مهرِ فرزند را در دلشان می‌کارد.
  • نقش تمدن‌سازی (نگاه زرتشتی): در تضاد با مفهوم گناه، سنت زرتشتی آن‌ها را پایه‌گذاران تمدن می‌داند که با راهنمایی ایزدان، خانه ساختن، کشاورزی، آهن‌گری و گله‌داری را به بشریت آموختند.

کریستنسن نتیجه می‌گیرد که داستان مشی و مشیانه، معادل هندواروپایی-ایرانیِ داستان آدم و حوا است که با بن‌مایه‌های طبیعی (خاستگاه گیاهی انسان) پیوند خورده است.

۳. هوشنگ و طهمورث: غلبه بر دیوان و پایه‌گذاری تمدن

در سیستم اسطوره‌ای اوستا، هوشنگ (هئوشینگه پَرَذاتَ) و طهمورث (تَخْمَ‌اوروپَ) متعلق به دوره‌ای هستند که بشر برای بقا باید بر نیروهای بومیِ شر (دیوهای مازنی و ورنی) غلبه می‌کرد.

  • هوشنگ (پیشداد): لقب او «پرداته» (Paradata) به معنای «نخستین آفریده/قانون‌گذار» است. کریستنسن معتقد است هوشنگ در اصل یک اسطورهٔ محلی و مستقل مربوط به «نخستین انسان» در مناطق شمال ایران بوده که بعدها با تجمیع اساطیر، به عنوان نخستین پادشاه سلسلهٔ پیشدادیان در سیستم سراسری زرتشتی ادغام شده است. او دیوان را شکست می‌دهد، استخراج آهن و ساخت ابزار را پایه‌گذاری می‌کند و با کشف آتش، جشن سده را بنیان می‌نهد.
  • طهمورث (دیوبند): لقب او در اوستا «زیناوند» (مسلح و هشیار) است. کارکرد اساطیری اصلی او، اسارت اهریمن است؛ او اهریمن را به شکل اسب درآورده و سی سال بر او سوار می‌شود. اما با فریبِ همسرش و لو رفتن نقطه ضعف طهمورث (ترس از سرازیری کوه البرز)، اهریمن او را می‌بلعد. همچنین او دیوان را سرکوب کرده و آن‌ها را مجبور می‌کند تا هنر نوشتن (خطوط هفت‌گانه) را به انسان بیاموزند. کریستنسن با تحلیل‌های ریشه‌شناختی، این نبردها را بازتاب تاریخیِ برخورد اقوام مهاجر آریایی با ساکنان بومی فلات ایران می‌داند.

۴. جمشید (یَمه / جَم): دوران طلایی و پایان آن

بخش عمده‌ای از تحقیقات کریستنسن به شخصیت جمشید اختصاص دارد. جمشید (در متون هندی: «یَمه»؛ در اوستا: «یِمه») یکی از کهن‌ترین و کلیدی‌ترین متون مشترک هند و ایرانی است. با این حال، سرنوشت این اسطوره در دو شاخه متفاوت شد: در اساطیر هندی، «یَمه» نخستین انسانی است که می‌میرد و پادشاه جهانِ مردگان (جهان پسین) می‌شود؛ اما در اساطیر ایرانی، «یِمه» به شاهی مادی، مقتدر و حاکم دوران طلایی زمین بدل می‌گردد.

در اوستا، دوران پادشاهی جمشید، روزگار جاودانگی، وفور نعمت و نبودِ پیری، بیماری و حسد است. او پیشنهاد پیامبریِ اهورامزدا را رد می‌کند و تنها رسالت پادشاهی و آبادانی زمین را می‌پذیرد. جمشید با عصا و حلقه زرین خود، سه بار زمین را فراخ می‌کند تا پاسخگوی رشد جمعیت انسان‌ها و چارپایان باشد.

وَرِ جَمکَرد و اسطورهٔ برف و سرمای ملکوش

یکی از فصول مهم کتاب، تحلیل اسطورهٔ طوفان در ایران است. اهورامزدا به جمشید هشدار می‌دهد که زمستانی سهمگین به نام «زمستان مَلکوش» در راه است که جهان را با برف و سرما نابود خواهد کرد. جمشید مأمور می‌شود پناهگاهی زیرزمینی به نام «وَرِ جَمکَرد» بسازد و نمونه‌ای از بهترین و برگزیده‌ترین انسان‌ها، حیوانات، گیاهان و آتش‌ها را به آنجا ببرد تا پس از پایان بلای طبیعی، حیات را دوباره روی زمین احیا کنند. کریستنسن این روایت را با طوفان نوح و طوفان گیلگمش مقایسه کرده و تأکید می‌کند که برخلاف اساطیر سامی که عامل نابودی در آن‌ها «آب و باران» است، در ایران به دلیل اقلیم جغرافیایی فلات ایران و آسیای مرکزی، عامل ویرانی «برف و سرمای کشنده» است.

سقوط جمشید

پایان کار جمشید با «غرور» و ادعای خدایی رقم می‌خورد. با این گناه، «فرّه ایزدی» در سه مرحله (در قالب مرغ وارغن) از او جدا می‌شود. با رفتن فرّه، پادشاهی او فروپاشیده و جهان به دست ضحاک ماردوش می‌افتد که در نهایت جمشید را با اره به دو نیم می‌کند. کریستنسن یادآور می‌شود که در دوره اسلامی، به دلیل حکومت جمشید بر دیوان و داشتن انگشتریِ پادشاهی، شخصیت او با حضرت سلیمان تلفیق شد.

۵. تطبیق و تحلیل منابع اسلامی و پهلوی

کریستنسن در بخش پایانی کتاب نشان می‌دهد که چگونه مورخان بزرگ دوران اسلامی (نظیر طبری، مسعودی، حمزه اصفهانی و ثعالبی) روایات پهلوی را از طریق ترجمه‌های عربیِ «خدای‌نامه» (به ویژه ترجمه ابن‌مقفع) دریافت کردند. این مورخان تلاش کردند تا تاریخ اساطیری ایران را با کرونولوژی و تبارشناسی سامی-قرآنی (مانند پیوند دادن پادشاهان پیشدادی به نوح، سام و کیومرث به آدم) سازگار کنند. کریستنسن با نقد متون آشکار می‌سازد که کدام بخش‌ها از اساطیر زرتشتی به دلیل ناهمخوانی با باورهای اسلامی (مانند ازدواج‌های اساطیری میان محارم در نسل‌های اولیه یا نبردهای مستقیم ایزدان و دیوان) دچار جرح و تعدیل، تلطیف یا دگرگونی روایی شده‌اند.

سخن آخر

کتاب آرتور کریستنسن فراتر از یک گزارش تاریخی، یک کالبدشکافی عمیق از روان‌شناسی قوم ایرانی و تطور اندیشهٔ دینی و ملی آنهاست. او به زیبایی نشان می‌دهد که اساطیر ایرانی موجوداتی ایستا نبوده‌اند؛ غول‌های پیش‌کیهانی هندواروپایی (مانند یمیر نوردیک) در ایران به پیش‌نمونه‌های انسانی (کیومرث) و پادشاهان تمدن‌ساز تبدیل شدند و ایزدان باستانی، جامهٔ قهرمانان حماسی شاهنامه را به تن کردند. این کتاب شاه‌کلیدی برای فهم نمادها، ساختار شاهنامه فردوسی و ریشه‌شناسی اساطیر تمدن ایرانی در پیوند با جهان هندواروپایی است.


منبع و ترجمهٔ فارسی

متن اصلیِ فرانسویِ کتاب به صورت رایگان در آرشیو اینترنت در دسترس است؛ می‌توانید آن را با کمک گوگل ترنسلیت یا هوش مصنوعی به نحو دلخواه مطالعه کنید:

ترجمهٔ فارسیِ این کتاب را احمد تفضلی و ژاله آموزگار به فارسی برگردانده‌اند که متأسفانه امروز نایاب است.